یک هدف بزرگ

خرید بک لینک

لحظه تحویل سال سر سفره شهدا

جنگ بود و خشونتش، جنگ بود و جراحتش، جنگ بود و شهادتش...

جنگ بود و تمام غیرت رزمندهها

جنگ بود و همه آنچه باید برای مبارزه و دفاع داشت...

اما در کنار تمام اینها، خیلی چیزهای دیگر هم بود... یکی از آنها روحیه بچهها بود که هیچ جا کم نمیآوردند و برای آنچه باید تلاش میکردند... یکی از آن شرایط آغاز سال نو بود که بچهها در سختترین و شدیدترین زمان آن را برپا میکردند، اما با همان رنگ و روی منطقه، سفره هفت سین شان هم بنا به نوع رستهشان فرق داشت.

هفت سین واحد تخریب: سرنیزه، سیمخاردار، (مین) سوسکی، (مین) سبدی، سیم تله انفجاری و...

در سایر واحدها هم: سمبه، سیمینوف، سرب، ساچمه و...

در برخی دیگر: سکه، سماق، سیب از نوع کمپوتش و...

اگر هم سال تحویل بعد از عملیات بود، عکس شهدای عملیات مزینکننده سفره هفتسین بود و ذکر دعا و توسل و قرائت وصایای شهدا و...

عیدیشان هم گاهی سکههای متبرک شده به دست امامخمینی(ره) بود و گاهی اسکناسهای 100ریالی...

دید و بازدید بین بچههای همسنگری و همسایههای خاکریزی هم بود. خلاصه اینکه مراسم نوروز تا حد ممکن در جبههها بر گزار میشد. بهاران در دفاع مقدس، در آن هشت سال چه باعظمت برگزار شد و رزمندگان که به جای حضور در خانه، در میان خاکریزها و سنگرها سالشان را نو کردند و با تمام وجود پای آرمانهایشان ایستادند. و چه زیباست عشق خانواده شهدا به عزیزانشان در مزار شهدا، در کنار قبور شهدا و سفره هفتسینی که با هر سینش ارادتشان را به آرمانهای امام خمینی(ره) و دلاوریهای دلبندانش به تصویر میکشند.

و روزی که همت خانوادههای شهدا، میشود سنت همیشگی مان وآغاز سال نو در کنار مزار شهدا برای همه دلدادگان مسیر عشق تکرار تا یاد مردان بیادعای حماسهها و ایستادگیها مرور شود.

*****

کنار میایستم. مادرشهید آرام زمزمهای میخواند و با دستهای چروکیدهاش روی مزاری را میشوید. گلاب میریزد و با گوشه چادر اشکهایش را از روی گونههایش پاک میکند. تمام حواسم را با خود میبرد به طرف سنگ مزار. نوشتههای سنگ مزار را که میخوانم قلبم لحظهای درنگ میکند. مگر میشود مادر شهیدی این چنین محکم برای فرزند شهید 17 سالهاش بخواند یا مقلب القلوب را...

و روزی که همت خانوادههای شهدا، میشود سنت همیشگی مان وآغاز سال نو در کنار مزار شهدا برای همه دلدادگان مسیر عشق تکرار تا یاد مردان بیادعای حماسهها و ایستادگیها مرور شود

آرامتر که میشود، بغضهایش را که فرو میبرد، میروم جلوتر آرام مینشینم و با تبریک عیدم، جای خالی فرزندش را یاد میآورد و میگوید: روز رفتنش گفت: «مادر این بار با تمام وجودت برایم دعا کن، من دیگر برنمیگردم.»

خوابش را هم دیده بودم... پدرش سالها بعد از شهادت امیر علیام رفت و من ماندم و یادشان.

چند روز مانده به عید سبزه میگذارم با تمام وجود منتظر روز عید میشوم.

چند روز قبلتر هم شیرینی میخرم و میآیم اینجا... این کار هر سالهام است.

آه که میکشد و پلک میبندد اشکهایش جاری میشود، میگوید: امیرم که کوچک بود همیشه برای ماهیهای داخل تنگ نگران بود، سال که تحویل میشد ماهی را برمیداشت در حوض داخل حیاط رها میکرد، میگفت: «گناه دارد دلش میگیرد، باید ببرم بیندازمشان رودخانه، آزادشان کنم. اینجا همهشان اسیر چند رنگ کاشی شدهاند.»

اهل بند شدن و ماندن یکجا نبود. اسارت را هم دوست نداشت.

خودش هم که اسیر شد نامردها بدجور شکنجهاش کرده بودند. یادم که میافتد قلبم نهیب میزند که وا اسفا چه کشید زینب کبری(س) وقتی علیاکبر را ارباً اربا دید، «اللهم تقبل منا هذاالقلیل.»

من هم امروز مهمان خانه امیرعلی شدم و عید را با او تازه کردم. انگار دعوتت کرده باشد. مادر شهید اسکناس نویی مهمانم میکند و میگوید این هم عیدی امیرعلی. عاشق عیدی گرفتن بود. پولهایش را که جمع میکرد، میرفت کتاب میخرید، همه را که میخواند میبرد مسجد محل تا همه بچهها و دوستانش بخوانند.

یادش دلم را تازه میکند گلابی به دستم میریزد و دعایی بدرقهام میکند که نیت پاکتان برای عاقبت بخیریتان کفایت میکند چون خدا آمینش را در گوشت زمزمه خواهد کرد.

*****

لحظه تحویل سال سر سفره شهدا

چند قدم آن طرفتر مینشینم و همه آنچه از نوروز در جبهه میدانم و شنیدهام رادر ذهن مرور میکنم.

میان افکارم، کمی دورتر، سفره هفتسین مردی همه توجهم را به خودش جلب میکند. همهاش یک چفیه است وعکس بسیار قدیمی امام خمینی(ره)، عکس حضرت آقا و همه هفتسینش را که جمع میکنم، به چند تا هم نمیرسد. نمیدانم بروم و از کمی هفتسینش بپرسم یا نه؟! لرزش شانههایش باعث تعللم میشود، اما به خود جرئت میدهم و میروم. سلام که میکنم، با چفیهاش اشکهایش را پاک میکند و علیکمالسلام میگوید، اجازه میخواهم و کنار مزار شهیدش مینشینم... لحظاتی بعد سکوت را میشکنم و میپرسم چرا سینهای سفرهتان کم است؟ حواستان نبوده؟!

نمیگذارد حرفم تمام شود، میگوید: «نمیدانم دوست دارید بشنوید یا نه اما همه داستانش برمیگردد به دوران دفاع مقدس و به دورانی که با دوستانم در جبهه، نوروز را میگذراندیم.

همه بچهها اهل نقطهای از کشور بودند چند نفری هم از تهران، حال و هوای عید که میرسید نیازی به مرور روزهای تقویم نبود، همهمان متوجه میشدیم.طبق سنت همیشه عید، با بچهها سنگر تکانی میکردیم، بهانهای بود تا سنگرمان نونوار و کمی هم شکل و شمایلش عوض شود. فکرش را بکنید با بچهها چند روز مشغول تمیز کردن میشدیم و بعد از اتمام کار صدام که انگار منتظر تمام شدن کار بود، خمپارهای میفرستاد و همه تلاشمان را نقش بر آب میکرد و خستگیمان درمیآمد.

بچهها میگفتند: عیدی تان را گرفتید! سالها بعد متوجه شده بودیم بچههایی که تجربهشان از ما بیشتر است، تنها ساعاتی مانده به سال تحویل، سنگرهایشان را تمیز میکنند.

آن سالها با بچهها قرار گذاشتیم هر کداممان مسئول تهیه یک سین شود. نمیدانم محرم اشکهایش هستم یا نه، اما به یکباره بغضش میشکند و همه غرور مردانهاش به من میفهماند که دلتنگیاش بیش از این است که نخواهد اشکهایش آنچه در دل دارد را مخفی کند.

میگوید: این سینها که نیستند، جای خالی دوستان شهیدم هستند، قرارمان هم همین بود! بدقولی کردند و رفتند و من با همه غریبیام، امروز لحظه سال نو را تنها و بدون آنها تحویل میکنم.

کمی سکوت میکند و انگار کمی تند رفته باشد، میگوید: بدقولی که نه! آنها به جای هر سین خالی سرشان را فدای امام زمان(عج) شان کردند.

من هم امروز مهمان خانه امیرعلی شدم و عید را با او تازه کردم. انگار دعوتت کرده باشد. مادر شهید اسکناس نویی مهمانم میکند و میگوید این هم عیدی امیرعلی. عاشق عیدی گرفتن بود. پولهایش را که جمع میکرد، میرفت کتاب میخرید، همه را که میخواند میبرد مسجد محل تا همه بچهها و دوستانش بخوانند

حالا دیگر تنها سؤالم عکس امام(ره) است که انگار سالیان زیادی سفره به سفره هفتسین این چند نفر چرخیده است. «این عکس حضرت امام را که میبینید، سالهای زیادی است که همراه من است. یادگار مصطفاست، همین شهید که خوان سال نو را مهمانش هستیم، والفجر8 آسمانی شد، از همان غواصان خط شکنی بود که غرور اروند را شکستند.»

او را با بغضهای سنگینش تنها میگذارم و ملتمس دعایش میشوم.

*****

کمی آن طرف تر دو خانم جوان سبزههای عید در دست دارند و مابین قبور شهدای گمنام میچرخند و سبدهای گل را یک به یک بین بچهها پخش میکنند. هر دو جوانند و نسل سومی. نزدیک میشوم. اول راحت نیستند اما کمی بعد، گوشهای مینشینیم و حرفهایمان با هم که انگار از یک جنس است سر باز میکند. فاطمه دانشجوی رشته مهندسی شیمی دانشگاه شریف است و آشنا به شهدا و روحیاتشان، خودش میگوید ولایتی است، از همانها که سرشان را برای حضرت آقا میدهند. سوده که کنارم نشسته، آرام میخندد و میگوید: ما کجا و آستان حضرت دوست.

او همکلاسی فاطمه است. قبل از هر سؤالی شروع میکنند از شهدا گفتن، از ارج و قربشان حرف زدن و از دردها و دلتنگیهایشان زمزمه کردن. باورم نمیشود؛ آنان که نه انقلاب را دیدهاند و نه جنگ را لمس کردهاند، پس چگونه توانستهاند از زمان بگذرند و این چنین فاصلهها را کم کنند. آنان بسیجی بودنشان، ولایتی ماندنشان و همه و همه را از برکات خون شهدا میدانند و شهدا را به میزبانی خواندن، فقط از سر ارادتشان است و بس.می گویند برادران ایمانیمان سالها پیش جانشان را برای ما وکشورمان دادهاند و امروز سنگرشان را باید پاسداری کنیم. سوده به وصیت شهیدی اشاره میکند و میگوید: خواهرم! دشمن از سیاهی چادر تو میترسد تا سرخی خون من... این وظیفه ما را بسیار حساس میکند، چراکه ارزش عفت و حجاب ما از برکت و حرمت خون شهید مقام والایی دارد و بسیار ارزشمند است.

حرفهایشان شیرین و دلنشین است، اما باید بروند: «چند قبر شهید گمنام را میشناسیم که باید برای آنها هم سبزه ببریم و مهمانشان باشیم.»

*****

من هم آرام میان قبور شهدا قدم میزنم و با هر گام خود سنگ مزار شهدا را میخوانم که مسیر آسمانی شدنشان، از کجا بوده است.

سن و سالشان را که میبینی بیشتر تنت میلرزد و حس مسئولیتت انگار سنگینتر میشود. یاد شهدا میافتم که پیروی از امام و در مسیرولایت بودن در خط اول وصایایشان بود و حفظ عفت و حجاب.

این سینها که نیستند، جای خالی دوستان شهیدم هستند، قرارمان هم همین بود! بدقولی کردند و رفتند و من با همه غریبیام، امروز لحظه سال نو را تنها و بدون آنها تحویل میکنم. کمی سکوت میکند و انگار کمی تند رفته باشد، میگوید: بدقولی که نه! آنها به جای هر سین خالی سرشان را فدای امام زمان(عج) شان کردند

کمی پیش میروم. سفره زیبای هفتسین مزار شهید و مهمانان جوانش فرامیخوانندم. پیش میروم تا برسم به زوج جوانی که با هم، زیارت عاشورا را سر سفره شهدا قرائت میکنند.

ایمان فرزند شهید است و همسرش سمیرا در کنارش نشسته. هفته پیش عقد کردهاند و قرارشان با شهدا این بوده است که اولین سال تحویل را مهمانشان باشند.

ایمان سه ساله بوده که پدرش در کربلای 5 آسمانی شده، چیز زیادی از پدر به یاد ندارد و هر چه که میداند مرهون خاطرات دوستان و همرزمان پدر و گفتههای مادرش است.پیکر پدرش هرگز به دستشان نرسید. او به جای مزار پدر به دیدار دوستان و همرزمان او به گلزار شهدای گمنام آمده است. او مزار شهدای گمنام را مزار پدر میداند و برایش فرقی نمیکند که کدامشان پدر واقعیاش باشند.

او همه ارادتش به شهدا را از عشق به ابا عبدالله الحسین(ع) میداند و امیدوار است سرباز خوبی برای آقا امام زمان(عج) و پیرو خوبی برای پدرش باشد.

*****

اینجا گلزار شهداست؛ مکانی مقدس که وادی عشقهای الهی شده و قرارگاه مادرانی غریب که سالها با اشک دیده، غبار از سنگ مزار فرزندانشان شستهاند و پدرانی که با گذشت تاریخ سنگ مزار فرزندانشان، قامتشان شکسته است و قدشان خمیده. اینجا وعدهگاه خواهرانی است که برای یکیک شهدا غریبانه میسوزند و میگریند... اینجا وعدهگاه عاشقان است؛ تکهای از بهشت. اینجا گلزار شهداست و سرزمینی نورانی در دل همه خوبیها، اما گویی باغ شهادت را روزنهای است و شهادت را امیدی. من هم به همراه همه شهدای این سرزمین زمزمه میکنم:

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن..... (اللهم ارزقنا توفیق طاعتک و شهاده فی سبیلک)

منبع:تبیان

یک هدف بزرگ...

ما را در سایت یک هدف بزرگ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 140 تاريخ: شنبه 29 اسفند 1394 ساعت: 23:59

دلم میخواست روی سفره هفت سینمان، هفت سین باشد. امروز خدا همه چیز را جفت و جور کرد. یک تکه سنگ، سیم خاردار، سوزن خیاطی، سیب زمینی، یک پاکت سیگار سومر، یک عدد سُرنگ و یک سُرم پلاستیکی جور شد

چیدن سفره هفت سین یکی از رسوم پیش از تحویل سال نو است. سیب، سمنو، سبزه از سینهای لایتغیر سفره محسوب میشوند، اما سیدناصر حسینی و دوستانش در کتاب خاطرات خود که از دوران اسارتش در زندانهای عراق نقل کرده با استفاده از سُرم و سُرنگ و سیم خاردار و ... به استقبال از آغاز سال 1368 رفتهاند.

سیدناصر حسینی یکی از اسرای ایرانی بود که در سن 16 سالگی و در تیر ماه 1367 تنها چند هفته پیش از پایان جنگ به اسارت عراقیها درآمد. او تا مرداد 1369 در اسارت عراقیها بود و پس از تحمل شکنجههای فراوان و قطع یکی از پاهایش به ایران بازگشت. بازگشتی که هیچ کس انتظار او را نمیکشید و پدرش به هیچ وجه باور نمیکرد ناصر از جنگ بازگشته باشد.

خاطرات او در سال 1390 با عنوان «پایی که جا ماند» منتشر شد و این قسمت از خاطرات او که به سفره هفت سین و شرایط اسرا در زندان اشاره دارد از صفحه 469 این کتاب نقل میشود تا شاهدی باشد بر شرایط سخت و مقاومت سختتر این آزادگان در زندان های عراق.

سهشنبه 1 فروردین 1368- تکریت- اردوگاه 16

عید با صفایی داشتیم. دلم میخواست موقع تحویل سال کنار خانوادهام باشم. این آرزو را برای همه هم اسارتیهایم داشتم. خیلی از بچهها ناراحت و گرفته بودند. بیشتر آنها امید نداشتند روزی آزاد شوند. به علی اکبر فیض گفتیم: علی! با امید خدا سال آینده، ایرانیم!

سیدناصر حسینی یکی از اسرای ایرانی بود که در سن 16 سالگی و در تیر ماه 1367 تنها چند هفته پیش از پایان جنگ به اسارت عراقیها درآمد. او تا مرداد 1369 در اسارت عراقیها بود و پس از تحمل شکنجههای فراوان و قطع یکی از پاهایش به ایران بازگشت. بازگشتی که هیچ کس انتظار او را نمیکشید

- در خواب آره.

- چرا در خواب، ما که همیشه در این زندون نمیمونیم!

سفره هفت سین به سبک آزادگان

دیروز به حاج سعدالله و حاج حسین شکری قول داده بودم لوازم سفره هفت سین را جور کنم. در اسارت دسترسی به سیب، سیر، سرکه، سکه، سمنو، سماق و سبزه برایمان وجود ندارد، اما دلم میخواست روی سفره هفت سین مان، هفت سین باشد. امروز خدا همه چیز را جفت و جور کرد. یک تکه سنگ، سیم خاردار، سوزن خیاطی، سیب زمینی، یک پاکت سیگار سومر، یک عدد سُرنگ و یک سُرم پلاستیکی جور شد.!

سُرنگ را محمد کاظم بابایی از ابوالفضل صادقیان در قسمت درمانگاه اردوگاه گرفت؛ سُرم پلاستیکی، سیم خاردار و سنگ را من جور کردم. سوزن مال یزدان بخش مرادی بود. سیب زمینی را کریم دلفیزاده از آشپزخانه آورد و سیگار متعلق به معزالدین اصغری بود.

با استفاده از خمیر نان، محمود یوسفی بچه ی ملایر یک ماهی خمیری درست کرد.

حاج سعدالله دعای تحویل سال را خواند.

یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال.

شب بچهها سنت دید و بازدید را در سوله به جا آوردند. بعضی از بچهها با هم قهر بودند که آشتی کردند. ریش سفیدی حاج سعدالله و حاج حسینی خیلی از کینهها را به محبت تبدیل کرد و خیلیها که روی هیچ و پوچ با هم قهر بودند، آشتی کردند.

بخشی از خاطرات سیدناصر حسینی از کتاب «پایی که جا ماند»

منبع:تبیان

یک هدف بزرگ...

ما را در سایت یک هدف بزرگ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 124 تاريخ: شنبه 29 اسفند 1394 ساعت: 23:59

با فرارسیدن هر بهاری در این هشت سال خانواده هایی بودند که تنها قاب عکس پدر یا برادر شهیدشان زینت بخش سفره هفت سین شان می شد. عده ای از خانواده های ایرانی نیز در بیمارستان در کنار جانبازان خویش سال نو را به یکدیگر تبریک می گفتند و یا در کنار قبور شهدای تازه پر کشیده و این سنت زیبا از آن پس باقی ماند و ما هر ساله شاهد حضور مردم و خانواده شهدا در گلزار شهدای سراسر کشور در هنگامه تحویل سال هستیم

با آغاز تجاوز گسترده رژیم بعث عراق به ایران در شهریور 59، ملت ایران با هدایتهای رهبر بزرگ انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) برای دفاع از سرزمین خویش و اعتلای اسلام به سوی جبهه ها رهسپار شد. تاریخ هشت سال دفاع مقدس ایران سرشار از پیروزیها، شکستها، غمها و شادیهای بسیاری است که جشن آغاز سال نو یکی از این شادیها در دل سخت ترین و بحرانی ترین شرایط یعنی جنگ، رنگ و بوی دیگری به خود می گیرد. در هشت سال دفاع مقدس، هشت بهار بر مردم ایران گذشت که طی این سالها بسیاری از رزمندگان در کنار خانواده نبودند و در جبهه ها سال را نو می کردند و یا با فرارسیدن هر بهاری در این هشت سال خانواده هایی بودند که تنها قاب عکس پدر یا برادر شهیدشان زینت بخش سفره هفت سین شان می شد. عده ای از خانواده های ایرانی نیز در بیمارستان در کنار جانبازان خویش سال نو را به یکدیگر تبریک می گفتند و یا در کنار قبور شهدای تازه پر کشیده خود سفره هفت سینی ساده از سنبل و سیب و گلاب و سبزه و.... پهن می کردند و این سنت زیبا از آن پس باقی ماند و ما هر ساله شاهد حضور مردم و خانواده شهدا در گلزار شهدای سراسر کشور در هنگامه تحویل سال هستیم که مردم به برکت این مکان مقدس برای خود و خانواده و کشور و جهان آرزوی خویش را بر زبان می آورند و در حق یکدیگر به درگاه خداوند سبحان دعا می کنند. در جبهه نوروز و ایام عید که می شد- در شرایط عادی جبهه و جنگ – تا پنج روز از صبحگاه خبری نبود. عیدی بچه ها، سکه های یک تا پنجاه ریالی و اسکناس های صد تا هزار ریالی متبرک به دست امام(ره) بود؛ همچنین پولهایی که یادگاری نوشته خود بچه ها یا فرماندهان بود.غذاهای این ایام بهترین غذاها بود و پذیرایی با میوه و شیرینی در همه جا دایر. در کنار همه این نعمتها، مراسم جشن و سرور بود؛ تئاترها و نمایشنامه های نشاط آور که بچه ها خود تهیه و اجرا می کردند و نمایش فیلمهای سینمایی که زحمت تدارک آنها را نیروهای واحد تبلیغات می کشیدند. در این ایام بچه ها راه می افتادند برای عرض تبریک از محل فرماندهان شروع می کردند و بعد به سنگرهای مجاور می رفتند در حالی که همه با هم می گفتند: برادرا، برادرا عید شما مبارک.

عیدی دادن در جبهه نوعی عیدی دادن هم بین خود بچه ها معمول بود، که بعضی خودشان طلب می کردند و نوعش را معین، چنان که یکی از دیگری عبارت 'کتب علیکم القتال' را می نوشت و در پاکتی تقدیمش می کرد که تا سرحد شهادت نصب العین همرزمش بود

اهل سنگر هم جواب می دادند، یا به شوخی چیزی می گفتند و از میهمانان دعوت می کردند به داخل سنگر آنها بروند و پذیرایی بشوند. هفت سین جبهه سنت 'هفت سین' چیدن در سفره شب عید را بعضی حفظ کرده بودند منتها با صبغه جنگی آن. مثل هفت سین گردان تخریب لشکر 27 که عبارت بود از:1- مین سوسکی2 - مین سبدی 3- سیم تله 4- سیم چین 5- سیم خاردار 6- سرنیزه 7- سی چهارC4)) نوعی خرج و مواد منفجره غیر حساس، سوزن اسلحه، سیمینوف، سمبه و سنگر را هم به عنوان مواردی از هفت سین ذکر کرده اند که در واحدهای دیگر معمول بوده است. آغاز سال نو و جشن نوروز با دید و بازدید و تبریک و تهنیت و عیدی دادن و عیدی گرفتنها کم و بیش در منطقه نیز جریان داشت، منتها با همان رنگ و روی منطقه ای. موقع تحویل سال، بعضی سفره هفت سین می انداختند، که سین های آن بسته به نوع رسته بچه ها توفیر می کرد. در تخریب که بیشتر با مین سروکار داشتند به نحوی بود و در زرهی به نحو دیگر، و به همین ترتیب بود در سایر واحدها. اگر موقع نوروز و حلول سال نو بعد از عملیات بود، قضیه صورت دیگری داشت. عکس شهدای عملیات را سرسفره می چیدند، به سرلوله تفنگ ها پرچم سرخ می زدند، وصیت نامه یا نوار صدای دوستان در لحظات قبل از شهادت را سر سفره می گذاشتند، جای شهدا و مفقودالاثرها را خالی می کردند... بعد که دلهای داغدار جمع می شدند، برادرانی که جراحت سطحی تری داشتند و می توانستند روی پای خود بایستند می آمدند و با حضور فرمانده، روحانی و طلبه گردان شروع می کردند به نوحه خوانی و راه انداختن سینه زنی، سپس دعای توسل، که با سوز و گدازی خاص برگزار می شد و شب عید و تازگی زخم گویی بیشتر کبابشان می کرد.

نوروز خاطره انگیز دفاع مقدس

لحظه آغاز سال نو، بعضی ها که در خط بودند با شلیک گلوله ای به سمت دشمن ابراز احساسات می کردند. ناهار روز عید هم بچه ها با چلوکباب و نوشابه پذیرایی می شدند. سکه هایی که به دست امام متبرک شده بود و معمولا حاجی بخشی آنها را توزیع می کرد هم جای خود را داشت؛ همچنین بود آنچه که از تبلیغات گردان می رسید، از قبیل پیام رئیس جمهور، نخست وزیر، اسکناسهای صد ریالی و مثل آن. عیدی دادن در جبهه نوعی عیدی دادن هم بین خود بچه ها معمول بود، که بعضی خودشان طلب می کردند و نوعش را معین، چنان که یکی از دیگری عبارت 'کتب علیکم القتال' را می نوشت و در پاکتی تقدیمش می کرد که تا سرحد شهادت نصب العین همرزمش بود. دید و بازدید از گردانهای همجوار و رفتن سراغ فرماندهان و روبوسی با آنها هم از جمله سنتهای حسنه ای بود که در ایام سال نو به ندرت ترک می شد.

بچه هایی بودند که چهار، پنج سال سابقه حضور در منطقه داشتند و همین امر ایجاب می کرد که مثل خانه خود، نسبت به آغاز بهار و جشن نوروز بی توجه نباشند. سنگر تکانی مراسم نوروز در جبهه به هر نحو ممکن اجرا می شد. تهیه شیرینی و کمپوت و میوه از شهر و آوردن آن به خط اول و خواندن شعر و شوخی و وقت خوش کردن با یکدیگر، گستردن سفره عید و نوکردن زیرانداز و لو در تبدیل گونی به پتو، برگزاری مراسم عید حتی در ساختمان نیمه مخروبه در شهری خالی از سکنه و بدون برق و آب و تزئین در و دیوار و تهیه تنگ ماهی و انداختن قورباغه درون آب! و بالاخره دست برداشتن از دفاع و دست به قبضه سلاح نبردن مگر از روی ناچاری و به ناگزیر و چیدن گل و گیاه صحرایی و آوردن باغ و بهار به سنگر و سوله و ریختن اشک در فراق یاران یکدل از دیگر آداب عید نوروز در میان رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس بود

یاد باد آن روزگاران یاد باد

منبع:تبیان

یک هدف بزرگ...

ما را در سایت یک هدف بزرگ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 136 تاريخ: شنبه 29 اسفند 1394 ساعت: 23:59

رئیس ستاد اقامه نماز استان با بیان اجرای طرح ترنم تبسم در موضع گسترش فرهنگ نماز، گفت: 110 نمازخانه بین شهری تجهیزو بیش از 300 هزار بروشور و 2000 لوح فشرده در موضوع نماز توزیع شده است.

به گزارش خبرگزاری بسیج استان قم، محمد خامه یار رئیس ستاد اقامه نماز استان با اشاره به اجرای طرح ترنم تبسم در سطح استان افزود: این طرح با هدف ارائه خدمات فرهنگی و آموزشی در مقوله نماز و نیز تجهیز مساجد و نمازخانه های بین راهی جهت رفاه حال مسافرین و زائرین برگزار شد.

خامه یار با اشاره به توزیع بیش از 300 هزار بروشور و 2000 لوح فشرده با موضوع نماز با همکاری سپاه امام علی بن ابی طالب(ع)، افزود: 7 نماز خانه توسط سپاه و 20 نماز خانه توسط شهرداری برای این طرح اختصاص یافته است.

وی با اشاره به بازدید 110 نماز خانه بین راهی و تجهیز آنها برای ایام نوروز، ادامه داد: در برخی از این نماز خانه های بین راهی نماز جماعت برگزار می گردد، که بطور ویژه در مسجد اهل بیت(ع)، واقع در عوارضی قم- تهران، در کنار برگزاری نماز جماعت، جهت پاسخگویی به مسائل شرعی برای بانوان و آقایان بطور شبانه روز افرادی مستقر هستند.

خامه یار با بیان شروع طرح ترنم تبسم پیش از ایام نوروز، افزود: این طرح با مشارکت کمیته متشکل از ستاد اقامه نماز، سپاه استان، معاونت امور زائرین استانداری، اداره کل اوقاف و امور خیریه، سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان گردشگری و میراث فرهنگی و دانشگاه علوم پزشکی، در سطح استان و اماکن مذهبی بین راهی استان در حال برگزاری است.

یک هدف بزرگ...

ما را در سایت یک هدف بزرگ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 140 تاريخ: شنبه 29 اسفند 1394 ساعت: 22:52

عروس و داماد شیرازی با حضور خود در مناطق عملیاتی جنوب خود را بیمه شهدا کردند.

به گزارش خبرنگار اعزامی در شلمچه،با مشاهده یک زوج جوان به گفتوگو با آنان پرداختند و این زوج ضمن گرامیداشت رزمندگان،شهیدان و خانواده های شهیدان اظهار داشتند: ما با حضور خود در مناطق عملیاتی با شهدان انس گرفته و هر سال خود را بیمه این عزیزان میکنیم.

این زوج شیرازی با بیان اینکه ما با حضور در این مناطق زندگی خود را برای یک سال بیمه می کنیم، افزودند: حضورشان در این سرزمین معنوی را توجه عنایت خداوند است و امیدوار بودند بتوانند ادامه دهنده راه شهدا باشند و شرمنده شهدا نشوند.

یک هدف بزرگ...

ما را در سایت یک هدف بزرگ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 136 تاريخ: شنبه 29 اسفند 1394 ساعت: 21:43

به گزارش خبرگزاری بسیج، از صبح امروز کاروان های راهیان نور سپاه استان قزوین راهی مناطق عملیاتی شدند با حضور خبرنگار خبرگزاری بسیج در اتوبوس و در مصاحبه ای که با یکی از زائرین چهره آشنا شهر البرز بنام مداح اهل بیت مرتضی بخشی انجام شد، علت حضور ایشان را در منطقه جویا شدیم که عنوان کرد: که 13سال است که توفیق آن را دارم در کنار شهدا سال نو خود را جشن می گیرم و سال نوی خود با یاد شهیدان دوران دفاع مقدس شروع می کنم که قوت خاصی می گیرم.
وقتی از ایشان پرسیده شد علت حضور پی در پی در این مناطق چیست، اظهار کرد: حس و حال غیر قابل توصیفی دارد و از این حس و حال لذت بسیاری می برم اگر توفیق داشته باشیم هر ساله در این مناطق حضور می یابم.
این برادر بسیجی در ادامه صحبت خود گفت: از شهدا چیزهای بسیار زیادی گرفته است و بسیاری از موفقیت های خود را مدیون شهداء است و هر ساله با حضور خود بیعت و پیمان با شهداء می بندد.
این مداح اهل بیت اظهار داشت: راهیان نور یک حرکت فرهنگی بزرگ در سطح کشور است که می تواند در برابر هجمه های فرهنگی که دشمنان برای از بین بردن نظام جمهوری اسلامی ایران تدبیر کرده اند، مقابله کند و فقط باید خلوص نیت داشته باشیم.

یک هدف بزرگ...

ما را در سایت یک هدف بزرگ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 131 تاريخ: شنبه 29 اسفند 1394 ساعت: 21:43

خطیبجمعه شهر الوند با بیان اینکه انقلابی ماندن به معنای بیقانونی نیست، اظهارداشت: در جمهوری اسلامی چپ و راست معنایی ندارد و انقلاب متعلق به همه ماست.

به گزارشخبرگزاری بسیج در قزوین حجت الاسلام والمسلمین طهماسبی درخطبه های آخرین نماز عبادیسیاسی جمعه سال ۹۴ شهر الوند، با اشاره به سخنان اخیر مقام معظم رهبری گفت: رهبر انقلاب در سخنان اخیر خود بر انقلابی ماندن، انقلابی بودن و انقلابی عمل کردن تأکید داشته و از هیچ جناح و گروهی(اصلاح طلب واصولگرا) نام نبردند.

طهماسبی افزود: در جمهوری اسلامی چپ و راست معنایی ندارد و انقلاب متعلق به همه ماست.

وی در تبیین رهنمودهای مقام معظم رهبری عنوان کرد: انقلاب یک پوسته دارد که آن ظاهر حقوقی جمهوری اسلامی ایران است، اما اصل و مغز نظام؛ انقلابی بودن، انقلابی ماندن و انقلابی عمل کردن است.

خطیبجمعه شهر الوند با بیان اینکه انقلابی ماندن به معنای بیقانونی نیست، اظهارداشت: پاسداری و ایستادگی در راه آرمانهای انقلاب اسلامی، استکبارستیزی، عدالت محوری، خدمت به محرومان و پایبندی به اصل مترقی ولایت فقیه و قانون اساسی باید سرلوحه اقدامات همه مسئولان نظام و اجزای حکومت قرار بگیرد.

طهماسبی بیان داشت: استکبار به دنبال آن است تا از درون، مسئولان و مردم را دلسرد کرده و از اسلامی بودن نظام؛ فقط قالبها و نامهای اسلامی را باقی بگذارد و روح و جان اسلامیّت را از ما بگیرد.

امام جمعه شهر الوند ضمن تأکید براجرایی شدن سیاستهای اقتصاد مقاومتی خاطرنشان کرد: ارتباط سیاسی و اقتصادی با غرب اشکالی ندارد، اما تمام دنیا کشورهای غربی نیستند.

وی تصریح کرد: باید ضمن فاصله گرفتن از اقتصاد نفت محور و اقتصاد دولتی، نسبت به ایجاد ارزش افزوده از صادرات نفتی اقدام کرد و از اقتصاد دولتی خارج شد.

عضو شورای اداری شهرستان البرز در ادامه سخنان خود تکریم ثروتمندان جامعه را خواستار شد و ابزار داشت: نباید با برچسب هایی نظیر ضدانقلابی بودن، صاحبان سرمایه را از سرمایهگذاری پشیمان نمود و اضافه کرد: مسئولان شهرستان البرز آمادگی دارند تا بستر لازم برای سرمایهگذاری و ایجاد اشتغال را در شهر صنعتی البرز فراهم کنند.

رئیس شورای فرهنگ عمومی شهرستان البرز در ادامه از اقدامات نیروهای امنیتی، اطلاعاتی، نظامی، انتظامی و شهرداریهای شهرستان البرز در کنترل آتش بازیهای شب چهارشنبه سوزی تقدیر کرد و گفت: ما دارای فرهنگی غنی هستیم و در این فرهنگ ضرر زدن به دیگران زشت و ناپسند است که این نکته باید در جامعه با فرهنگ ما نهادینه شود.

امام جمعه شهر الوند ضمن تبریک فرارسیدن سال نو ابراز داشت: باید توجه داشت که شادیهای زودگذر دنیا ما را از خدا دور نکند، زیرا دنیا محل سختی است و خداوند در قرآن کریم نیز قسم خورده که انسان را در سختی آفریده است.

وی اضافه کرد: شادی و غم مطلق در دنیا وجود ندارد، زیرا شادی و استراحت مطلق در سرای آخرت قرار داده شده که با اعمالی مقبول درگاه حق می توان به آنجا مشرف شد.

یک هدف بزرگ...

ما را در سایت یک هدف بزرگ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 143 تاريخ: شنبه 29 اسفند 1394 ساعت: 21:43

همزمان با سفر رئیس سازمان بسیج مستضعفین به استان خوزستان، دو طرح اشتغالزایی در جزیزه مینو و روستای سیدحسن کریم (یکی از روستاهای نزدیک به اروند رود) افتتاح شد.

به گزارش خبرگزاری بسیج،چندین طرح اشتغال زایی از جمله، پرورش قارچ و نانوایی در سفر سردار نقدی به استان خوزستان افتتاح شد که با اجرای این طرح ها، به تعداد زیادی از خانواده های مستمند کمک می شود و باعث اشتغال زایی این خانواده ها می شود.

در طرح اشتغالزایی پرورش غاز،بیش از 2هزار جوجه غاز و 4هزار جوجه مرغ به جزیزه مینو منتقل و به صورت رایگان بین خانواده های مستمند توزیع شد.

بخشی از این جوجه ها پس از پر وار شدن مجددا توسط قرارگاه جهادی امام رضا(ع) از خانواده ها خریداری خواهد شد و بخش دیگری از سوی خود خانواده ها به فروش می رسد.

همچنین 10 تن غذا به صورت کنسانتر به صورت رایگان به خانواده های مستمندی که داوطلب پرورش غاز شده اند، توزیع خواهد شد.

فروش قارچ سود خوبی برای پرورش دهندگان دارد به طوری که پس از 3 ماه هر جفت غاز به مبلغ 60 الی 70 هزار تومان و بعد از 7 الی 8 ماه بیش از 100 هزار تومان به فروش می رسد.

همچنین صد تنور نانوایی رایگان در طرح اشتغال زایی بین داوطلبان در شهر ابادان و خرمشهر توذیع گردید که اولین تنور در روستای شیخ حسن کریم توزیع شد.

آرد این تنورها با یارانه دولتی تامین شده و پس از بسته بندی از خانواده ها، از سوی گروه های جهادی به توذیع و فروش می رسد.

یک هدف بزرگ...

ما را در سایت یک هدف بزرگ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 121 تاريخ: شنبه 29 اسفند 1394 ساعت: 19:22

به گزارش خبرگزاری بسیج، سردار علی فدوی پیش از ظهر امروز در برنامه «آخرین لحظه، اولین پیمان» در خیمه گلستان شهدای اصفهان در جمع هزاران نفر از مردم خوراسگان، اظهار کرد: در فلسفه و محاسبات غرب و در رأس آنها شیطان بزرگ، خدا، پیامبر، ائمه اطهار و شهید و شهادت و نقش آن وجود ندارد و فهم درستی از این مسائل ندارند.

وی با بیان اینکه آمریکا زبان زور را میفهمد و بر همین مبنا نیز اعمال سیاست کرده و میگویند همه باید مطابق خواسته و میل ما عمل کنند، خاطرنشان کرد: دشمنی آمریکا با انقلاب اسلامی ایران، لحظهای فروکش نکرده است و هر روز نیز بیشتر میشود که ماهیت آن سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نیست بلکه حق و باطل است که هیچگاه این دو مقوله در کنار هم قرار نمیگیرند.

فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تصریح کرد: شیطان بزرگ سالهاست به این نتیجه رسیده که هر اقدامی علیه انقلاب اسلامی، زیانش بیشتر از نفعش خواهد بود و به همین دلیل جرأت نمیکنند اقدامی صورت بدهند که این مسئله نشاندهنده قدرت بازدارندگی انقلاب اسلامی است که هر روز نیز بیشتر میشود.

وی یادآور شد: قدرت امروز انقلاب اسلامی با 37 سال قبل قابل مقایسه نیست و وعده الهی محقق شده است، تا جایی که غربیها دلیل شکستشان در سوریه، لبنان و یمن را پشتیبانی جمهوری اسلامی ایران عنوان کردهاند.

سردار فدوی با اشاره به روند دستگیری تفنگداران آمریکایی نیز بیان داشت: حکم یک دادگاه محلی بر سر مناقشه یک شرکت خصوصی ایران با شرکت مرسک که بزرگترین شرکت کشتیرانی دنیا است جریمه 11 میلیارد تومانی این شرکت بود اما در پی عدم تمکین شرکت مرسک برای پرداخت جریمه، این دادگاه محلی حکم کرد که از نخستین کشتی این شرکت که وارد خلیج فارس شود، میزان خسارت تعیین شده دریافت شود.

فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی افزود: این حکم را به واحدهای عملیاتی ابلاغ کردیم و یکروز پس از ابلاغ حکم نیز، نخستین کشتی این شرکت با پرچم آمریکا در وسط تنگه هرمز مشاهده شد که از سوی تعدادی ناوشکن آمریکایی، شناگر و هواپیمای با سرنشین و بدون سرنشین پشتیبانی میشد اما سه شناور کلاس عاشورا نیروی دریایی سپاه، این کشتی را گرفته و به بندرعباس بردند اما ناو آمریکایی قصد دخالت داشت که شناورهای ما تحکم کردند که موضوع حقوقی است و نباید دخالت کنند.

وی تصریح کرد: در دنیا هیچکسی جرأت ندارد خلاف روال آمریکا حرکت کند و هیچ کشوری نمیتواند به هر دلیلی، به شناور و به کشتی که پرچم آمریکا بر بالای آن نصب شده باشد چپ نگاه کند، فقط جمهوری اسلامی ایران است که در این رابطه میتواند اعمال قدرت و اعمال حاکمیت کند.

*امام راحل یکلحظه هم قدرت آمریکا را به رسمیت نشناخت

فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با بیان اینکه آمریکا در خلیج فارس با تناقض بسیار عجیبی درگیر شده است، تصریح کرد: بودن آمریکا در خلیج فارس، به معنای ادامه حیات آنهاست، نه صرفاً به خاطر تأمین انرژی، بلکه برای کنترل انرژی است، در واقع برای ادامه سلطه بر دنیا و مهمتر اینکه برای جلوگیری از سلطه متقابل دنیا بر خودش نیازمند خلیج فارس است.

فدوی ادامه داد: از سوی دیگر، احساس لحظهای تمام شناورهای آمریکایی، مشابه فردی است که برای اعدام سینه دیوار بگذارند و جوخه آتش در این طرف نشسته باشد.

وی با بیان اینکه در هر 24 ساعت شبانهروز 100 فروند شناور سپاه در خلیج فارس حضور دارند و آمریکاییها هر طرفی را که نگاه کنند، شناورهای ما را خواهند دید، افزود: در همین ماجرای دستگیری تفنگداران آمریکایی، ظرف مدت 40 دقیقه احساس کردند که ابرقدرت هستند و میتوانند صحبتهایی را بیان کنند اما سریع به آنها فهمانده شد به مثابه فردی کنار دیوار هستند و جوخه آتش آماده است، رئیسجمهور و وزیر امور خارجه آمریکا هم این مسئله را فهمیدند.

فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پایان گفت: از سال 42 که نهضت امام خمینی (ره) آغاز شد، یک کلمه از امام نشنیدهایم که برای لحظهای قدرت آمریکا را به رسمیت شناخته باشد اما در مواقعی صحبتهایی را از برخی افراد میشنویم که از قدرت انقلاب اسلامی غافل شده و مظاهر قدرت آمریکا را میبینند.

بنا بر این گزارش، مردم شهیدپرور و ولایتمدار خوراسگان در آستانه سال جدید با اجرای ویژهبرنامه معنوی عطرافشانی و گلباران قبور مطهر شهدا تحت عنوان «آخرین لحظه، اولین پیمان» یاد و خاطره شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی را گرامی داشته و با آرمانهای امام، شهدا و مقام معظم رهبری تجدید بیعت کردند.

یک هدف بزرگ...

ما را در سایت یک هدف بزرگ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 126 تاريخ: شنبه 29 اسفند 1394 ساعت: 19:22

به گزارش خبرنگار اعزامی خبرگزاری بسیج از خراسان رضوی به مناطق عملیاتی جنوب کشور، زائران خراسان رضوی به استعداد ظرفیت 13 اتوبوس از پادگان ثامن الائمه شهر حمیدیه خوزستان_ محل اسکان زائران_ به محور عملیاتی دفاع مقدس اعزام شدند.

یک هدف بزرگ...

ما را در سایت یک هدف بزرگ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 124 تاريخ: شنبه 29 اسفند 1394 ساعت: 19:22

صفحه بندی